السيد الخميني
190
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
اعمال صالحهء ما با آن عالَم است ، اين را انبيا مىدانند به وحى خداى تبارك و تعالى ؛ و آمدهاند براى اينكه به ما بگويند كه فلان كار را اگر بكنيد ، اين رابطه دارد اينجا با آن عالَم و روح شما را تربيت مىكند اين ؛ كه شما در آن عالَم وقتى كه مىرويد با سعادت هستيد . اوامر و نواهى الهى براى سعادتمندى بشر در دو عالَم چيزهايى كه اگر چنانچه آن چيزها را انسان ارتكاب كند ، مثل سمومات مىماند كه اگر انسان يك شيئى كه مسموم است بخورد ، مسموم مىشود و به هلاكت مىرسد ؛ در عالَم ماوراى طبيعت و روح هم اين طورى است كه بعضى از چيزهاست كه اگر چنانچه اين چيزها را عمل كند انسان يا اعتقاد به آن پيدا كند ، مثل سم قاتل مىماند ، به مراتبش كه يكوقت مسموم مىكند انسان را ، لكن قابل علاج است ؛ يك وقت مسموم مىكند و اگر تا آخر برود [ و جذب بدن شود ] ، ديگر علاج هم ندارد . اينها هم براى ما گفتهاند ؛ گفتهاند « نكنيد ، اين كار را نكنيد ، اين كار را نكنيد . » البته يك مقدار از امورى كه آنها فرمودهاند « بكنيد و نكنيد » ، باز براى تنظيم عالم طبيعت است و اجتماع است ، لكن پارهاى ، بسيارى از امورْ راجع به تنظيم امور اجتماع نيست ؛ راجع به ماوراى طبيعت است . انسان چون يك مجموعهاى است كه احتياج به همه چيز دارد ، انبيا آمدهاند كه آن همهء احتياجات انسان را ، هر چه احتياج دارد انسان ، براى انسان بيان كنند كه انسان اگر عمل بكند به سعادت تمام مىرسد . شرط اسلامشناسى : توجه به جهات مادى و معنوى به طور همزمان بنا بر اين ، اين دو طايفه كه يك طايفه ، طرف معنويت را گرفتهاند و طرف اجتماع را رها كردند و اين طايفه طرف اجتماع و علم اجتماع و علم سياست و علم ، نمىدانم اين معانى را دارند و آن طرف را رها كردند . اين دو ، نه اين اسلامشناس است ، نه آن اسلامشناس است . اسلامشناس كسى است كه اين دو مطلب را ، اين دو جبهه را ، هم جبههء معنوى را بشناسد هم جبههء ظاهرى را ؛ يعنى هم اسلام را بشناسد به آن جهات معنوى كه دارد ، و هم اسلام را بشناسد به اين جهات مادى كه دارد . كسى كه اسلام را بخواهد بشناسد ، بايد به اين جور بشناسد ؛ يعنى آيات و رواياتى و احكامى كه وارد شده است